
نخستین گام علمی و تجربی در بومیسازی سازه تابآوری روانشناختی در ایران، توسط دکتر مسعود محمدی در سال ۱۳۸۴ برداشته شد.
نخستین پژوهش های علمی تاب آوری ایران توسط چه کسانی انجام شد؟
تبلور تابآوری در سپهر علمی ایران: تبارشناسی و تحول از روانشناسی بالینی تا اقتصاد کلان
پایگاه خبری مددکار نیوز: تابآوری (Resilience)، به عنوان ظرفیت پویای سیستمها برای جذب آشفتگیها و بازیابی کارکرد در مواجهه با نااطمینانیها، در دو دهه اخیر به یکی از مفاهیم کانونی در علوم انسانی و اجتماعی ایران بدل شده است. اگرچه امروزه این واژه در متون تخصصی، سیاستگذاریها و حتی ادبیات عمومی جایگاه ویژهای دارد، اما ریشههای علمی آن در ایران به تلاشی نظاممند برای بومیسازی ابزارهای سنجش برمیگردد.
نوشتار حاضر به بررسی تبارشناسی ساختاری این سازه و مسیر تکاملی آن از فضای محدودِ آسیبشناسی روانی تا پهنههای وسیع اقتصاد کلان میپردازد.
نقطه عطف تاریخی: آغازگری در حوزه بالینی (۱۳۸۴)
نخستین گام علمی و تجربی در بومیسازی سازه تابآوری روانشناختی در ایران، توسط دکتر مسعود محمدی در سال ۱۳۸۴ برداشته شد. پیش از این تاریخ، خلأ جدی در دسترسی به ابزارهای استاندارد برای سنجش توانمندیهای روانی در برابر ناهنجاریها احساس میشد. ایشان در رساله دکتری تخصصی خود در رشته روانشناسی بالینی در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، با عنوان «عوامل موثر بر تابآوری در افراد در معرض خطر سوء مصرف مواد»، یکی از معتبرترین ابزارهای سنجش جهانی یعنی مقیاس تابآوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) را وارد ادبیات پژوهشی ایران کرد.
این اقدام صرفاً یک ترجمه ساده نبود؛ بلکه یک فرایند دقیق روانسنجی شامل هنجاریابی، تعیین پایایی و روایی ابزار در جامعه ایرانی بود. اهمیت این پژوهش در آن است که با گزارش ضریب پایایی همسانی درونی برابر با a = 0.89، اعتبار این پرسشنامه ۲۵ گویهای را برای استفاده در جوامع هدف تثبیت نمود.
واکاوی مسیرهای واسطهای و مدلهای محافظتی
پژوهشهای تکمیلی دکتر محمدی که در سال ۱۳۸۵ در فصلنامه علمی-پژوهشی «پژوهشهای نوین روانشناختی» دانشگاه تبریز منتشر شد، عمق بیشتری به این مفهوم بخشید.
این مطالعه با مشارکت پژوهشگرانی چون علیرضا جزایری، امیرحسن رفیعی، بهرام جوکار و عباس پورشهباز، بر روی نمونهای بزرگ متشکل از ۷۱۶ نفر از مردان در معرض خطر در محلههای پرخطر استان فارس صورت گرفت.
نکته حائز اهمیت در این پژوهش، استفاده از تحلیل مسیر برای درک تعامل میان متغیرها بود. یافتهها نشان داد که سازوکارهای محافظتی فردی، شامل کانون کنترل راتر، عزت نفس کوپر اسمیت و مهارتهای مقابلهای، نقشی واسطهای ایفا میکنند که میتوانند اثرات مخرب محیطهای خانوادگی ناکارآمد (مانند سبکهای دلبستگی ناایمن و پیوند والدینی ضعیف) را بر گرایش به سوء مصرف مواد تعدیل کنند. این نتایج عملاً نظریه «تعدیلگری تابآوری» را در بستر آسیبهای اجتماعی ایران تأیید کرد.
تبارشناسی ساختاری و روانسنجی پژوهشهای تابآوری در ایران
برای درک بهتر سیر تطور این پژوهشها، میتوان به جدول زیر استناد کرد که نشاندهنده فرایند نهادینهسازی تابآوری از حوزه بالینی به حوزههای عمومی است:
| ردیف | پژوهشگر و سال انتشار | جامعه آماری | ابزار سنجش | شاخص پایایی گزارش شده |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | مسعود محمدی (۱۳۸۴) | ۷۱۶ نفر مرد در معرض خطر | مقیاس CD-RISC | ۰.۸۹ |
| ۲ | مسعود محمدی و همکاران (۱۳۸۵) | ۷۱۶ نفر مرد (تحلیل مسیر) | مقیاس CD-RISC | ۰.۸۹ |
| ۳ | سیامک سامانی و همکاران (۱۳۸۶) | دانشجویان دانشگاه شیراز | مقیاس CD-RISC | ۰.۸۷ |
توسعه به حوزههای بهزیستی عمومی (۱۳۸۶)
در نیمه دوم دهه ۱۳۸۰، تابآوری از فضای محدودِ «افراد در معرض خطر» به حوزه بهزیستی عمومی تسری یافت. پژوهش سیامک سامانی، بهرام جوکار و نرگس صحراگرد در سال ۱۳۸۶ نقطه عطفی در این مسیر بود.
با تمرکز بر جامعه دانشجویی، این پژوهش نشان داد که تابآوری به عنوان یک متغیر کلیدی، رابطه ساختاری معناداری با سلامت روان و رضایتمندی از زندگی دارد. این امر موجب شد تا تابآوری نه تنها به عنوان ابزاری برای مقابله با آسیب، بلکه به عنوان مؤلفهای برای ارتقای کیفیت زندگی مورد توجه قرار گیرد.
تابآوری اقتصادی: از ذهن به ساختار
اوج تکامل مفهوم تابآوری در ایران، گذار از سطح روانشناختی به سطح تحلیل اقتصاد کلان بود. در مواجهه با تحریمهای بینالمللی و نوسانات بازار، محققانی چون ابوالفضل غیاثوند و فاطمه عبدالشاه (۱۳۹۴) این مفهوم را برای تبیین ظرفیتهای اقتصاد ملی بازتعریف کردند.
این پژوهش با استفاده از شاخصهای ترکیبی «جک بورمن» و «بریگوگلیو»، اقتصاد ایران را در بازه زمانی ۱۳۷۲ تا ۱۳۹۲ مورد سنجش قرار داد.
نتایج نشان داد که شاخص تابآوری اقتصادی ایران عموماً در سطحی پایین (کمتر از ۰.۵) قرار داشته است. تحلیل تاریخی این دادهها نشان میدهد که بالاترین سطح تابآوری اقتصادی در سال ۱۳۸۰ رقم خورد که مصادف با بهبود شاخصهای حکمرانی و کاهش تورم بود.
این یافتهها نشان میدهد که تابآوری در سطح کلان، بیش از آنکه متأثر از شوکهای خارجی باشد، به اصلاحات نهادی و کاهش انحصارگرایی وابسته است.
نتیجهگیری
سیر پژوهشی تابآوری در ایران، داستانی از گذار است؛ از یک پرسشنامه ۲۵ گویهای در یک رساله دکتری که به دنبال فهم سوء مصرف مواد بود، تا مدلسازیهای پیچیده اقتصاد کلان که به دنبال فهم بقای ملی در شرایط دشوار هستند.
مسعود محمدی و همکارانش با گشودن دروازههای پژوهش تجربی در سال ۱۳۸۴، نه تنها یک ابزار روانسنجی، بلکه یک «پارادایم فکری» را به ایران وارد کردند که امروزه در تمامی سطوح علمی کشور، از بهداشت روان تا برنامهریزی اقتصادی، به عنوان ابزاری برای سنجش توانمندی در برابر آشفتگیها مورد استفاده قرار میگیرد.
